حسين قرچانلو

150

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

1207 م به پايان رسيد ؛ اما بناى بارو براى هميشه ناتمام ماند . « 1 » از دورهء ايوبيان به بعد ، گسترش شهر قاهره كه لازمهء ازدياد جمعيت بود ، با پيروى از قوانين دقيقى انجام گرفت . از سوى جنوب ، قاهره رفته‌رفته به فسطاط مىپيوست ؛ زيرا پايتخت جديد نيازمند آن بود كه از فسطاط به عنوان بندرى بر كنار رود نيل استفاده كند . اما در فاصلهء دو شهر باغهاى زيبايى وجود داشت كه تا آغاز قرن هفتم هجرى / چهاردهم ميلادى ، همچنان بر جاى بود . قاهره در طرف غرب ، به سوى سواحل نيل پيش مىرفت و خليج مصر را پشت سر مىگذاشت ؛ به طورى كه جزيرهء بولاق ( در شمال قاهره ) به جبههء جديدى بر كنار رود نيل تبديل مىشد و به صورت بندرى تجارى ، با فسطاط رقابت مىكرد . « 2 » ابن جبير ، سياح اندلسى كه در آن زمان به مصر آمده بود ، در وصف فسطاط و قاهره مىنويسد : هنوز علايم ويرانيهايى كه بر اثر آتش‌سوزى دورهء پر اضطراب انقراض سلسلهء فاطميان در 1169 م / 564 ق در فسطاط به وقوع پيوست در شهر باقى است . « 3 » اغلب قسمتهاى شهر امروز تجديد بنا شده و ساختمانها به‌طور پيوسته در كنار هم قرار گرفته‌اند . آنچه در شهر قاهره ، بيشتر جلب‌نظر مىكند ، آثار و زيارتگاههاى متبركى است كه خداوند بزرگ و گرامى از بركت آنها آن ديار پر آثار را نگاه مىدارد ؛ از آن جمله مشهدى است بزرگوار و بلند مرتبه در شهر قاهره كه سر حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) در آنجاست و گويند در صندوقى نقره‌اى به خاك سپرده شده و بر فراز آن بنايى باشكوه برآورده‌اند . ابن جبير بسيارى از مشاهد اهل بيت وصى به پيامبر ( ص ) و امامان و تابعان و دانشمندان و زاهدان را كه در گورستان معروف به قرافه ( در قاهره ) ديده نام مىبرد . « 4 » همچنين ، او مىنويسد : در قاهره چهار مسجد جامع استوار بنيان ديدم كه در يكى از آنها خطبهء جمعه خوانده مىشد . او به ساختمان قلعه ( يا دژى ) استوار و بلند كه در كنار شهر ديده اشاره مىكند كه سلطان ( ايوبى ) مىخواهد آن قلعه را محل سكونت خود قرار دهد و ديوار آن را امتداد مىدهد تا به دو شهر مصر ( فسطاط ) و قاهره بپيوندد .

--> ( 1 ) . الخطط مقريزى ؛ ج 2 ، ص 96 - 97 و قاهره ؛ ص 72 - 73 . ( 2 ) . قاهره ؛ ص 77 - 78 . ( 3 ) . سفرنامهء ابن جبير ؛ ص 76 - 87 . ( 4 ) . همانجا .